طالب فقط یک فاجعه سیاسی نیست
فرهنگ شهروندی دشمن هیچ قوم و هویتی نیست، برعکس، همان سقفی است که همه می توانند زیر آن با آرامش زندگی کنند. در جامعه شهروندی، قانون از قوم بزرگ تر است 
تاریخ انتشار:   ۱۲:۲۶    ۱۴۰۵/۷/۶ کد خبر: 200982 منبع: پرینت

طالب فقط یک فاجعه سیاسی نیست، یک آینه تلخ هم است که بخشی از ذهنیت های کهنه ما را نشان می دهد، ذهنیتی که هنوز آدم ها را اول با قوم، زبان، تبار و نام شان می سنجد و بعد به انسان بودن شان فکر می کند.
امروز هم در جامعه و در میان دیاسپورای افغانستانی، شکل های مختلف همین نگاه را می بینیم، از لوی افغانستان خواهی و خراسان خواهی، تا هزارستان خواهی و ترکستان خواهی و ده ها عنوان دیگر. این دیدگاه ها هر کدام تفاوت های خود را دارند، اما هر جا که هویت قومی بر حق شهروندی مقدم شود، همه به یک مشکل می رسند: قوم گرایی و فرار از فرهنگ شهروندی.

مشکل فقط نام و پرچم نیست. مشکل این است که گذشته را روی شانه های امروز می گذاریم و می خواهیم آینده را هم بر اساس قوم و خون و تبار بسازیم. اگر قرار باشد هر نسل زخم ها و رقابت های هویتی نسل قبل را به نسل بعد منتقل کند، نتیجه چیزی جز بی اعتمادی، جدایی، نفرت و درگیری تازه نخواهد بود.
ما هنوز گاهی اول می پرسیم "از کدام قومی؟" و بعد تازه یاد ما می آید که طرف مقابل یک انسان است. در حالی که جامعه سالم از جایی شروع می شود که یک کودک در بدخشان، هرات، قندهار یا مزار، بیاموزد قبل از اینکه خود را سرباز یک قوم بداند، خودش را یک انسان و یک شهروند صاحب حق بداند.

فرهنگ شهروندی دشمن هیچ قوم و هویتی نیست، برعکس، همان سقفی است که همه می توانند زیر آن با آرامش زندگی کنند. در جامعه شهروندی، قانون از قوم بزرگ تر است، شایستگی از تبار مهم تر است و انسان از هر نام و پرچمی با ارزش تر است.
اگر فرهنگ شهروندی را جدی نگیریم، حتا عدالت و آزادی هم ممکن است رنگ قومی بگیرد. ممکن است درد یک انسان را وقتی درک کنیم و وقتی برای ما مهم باشد، که از "قوم خودما" باشد. اینجا دیگر جامعه از درون فرسوده می شود، چون انسان به جای اینکه یک شهروند باشد، تبدیل به پرزه یک قوم می شود.

افغانستان با شعار های احساسی، افتخار صرف به گذشته و پرچم های بیشتر نجات پیدا نمی کند. کشور زمانی ساخته می شود که عدالت، برابری، قانون، شایستگی و احترام به انسان برای همه یکسان باشد، زمانی که هیچ کس به خاطر قوم، زبان، تبار یا نامش شهروند درجه یک یا درجه دو نباشد.
طالب را هم نباید فقط به عنوان یک گروه یا یک فاجعه سیاسی دید. شاید یکی از بزرگ ترین درس های این فاجعه این باشد که اگر همان ذهنیت حذف، برتری جویی و تقسیم انسان ها به "خودی" و "غیر خودی" را حفظ کنیم، حتا با تغییر نام ها و پرچم ها، باز هم ممکن است همان فاجعه را تکرار کنیم.

نجات افغانستان از یک قوم یا یک روایت تاریخی نمی گذرد، از تغییر این ذهنیت می گذرد که انسان را پیش از هر چیز با هویت قومی اش می سنجد.
فردای آرام از جایی شروع می شود که وقتی به انسان مقابل خود نگاه می کنیم، اول انسان را ببینیم، بعد شهروند را و اگر لازم بود، تازه بعد از آن قوم، زبان و تبارش را.
اگر از قوم گرایی عبور نکنیم، همیشه گروگان گذشته خواهیم ماند. اما اگر فرهنگ شهروندی را جدی بگیریم، شاید بتوانیم آینده ای بسازیم که در آن هیچ کس به خاطر نام، زبان، قوم یا تبارش کمتر یا بیشتر از دیگری نباشد.
شای راه نجات همین باشد: انسان را پیش از قوم ببینیم، حق را پیش از تبار بگذاریم و قانون را بالاتر از هر هویت قومی و گروهی بدانیم.

نوروز حمید


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
قوم آدم
طالب فرهنگ
نظرات بینندگان:

>>>   آقای نوروز حمید حامیان مقاله تو خودش زبان فرستی است خودش قوم فرستی است این قوم بازی ها این زبان بازی کی در ملت افغانستان آوردن شما و امثال شما آوردن اگر ...ندارید بنویسید یک افغانستان یک ملت افغانستان شما چرا این دو کلمات نمی نویسد به این خاطر اگر ملت افغانستان یک ملت شود شما باید جدای کنید چون کار که نمی توانید بکنید نه هم کار جواب زندگی اولادای تان میدهد مثل 1 نمونه دختر استاد ربانی در دبی با دوست پسرش یک هتل زده دختر جلالی میگه من یک دیسکو میخواهم دختر داکتر پدرام من یک بنگاه شرط بندی میخواهم نورزاد جمال ناصر وووو این دختران شان هرکدام شان یک چیز میخواهد پسران که میگه ما دیگه مرد و پسر آستین مهمانی ما باید در هتل باشد که پسر ترامپ یا پسر ملکه انگلستان میگیرد ولی یک چیز شما خوب کردین چون همه اقوام افغانستان را تقسیم کردن بودین در بین شما پشتون های بودن که تا سرهد مرگ از طرف داری میکردن یک نمونه حاج ولی محمد کاکا که در زمان اشغال شوروی با استاد ربانی تا 2015 طرف دارش بود در مقابل پسرش که طالب بود هر روز این ها بین خود جنگ داشت پسرش هر روز می گفتن این از شما سو استفاده کردن این قبول نمی کرد تا یک روز که میخواست به پنجشیر برود از ای پرسان کرد برای چی به پنجشیر میروی و تذکره از ش خواست دیگه که برگشت به پسرش گفت تو راست می گفتی من در اشتباه بودم این برای قوم و زبان با شوروی جنگ میکرد حال که سگ آمریکا شدن برای زبان و قوم شما اقوام افغانستان را قوم به قوم زبان به زبان شهر به شهر تقسیم کردین پشتون بعضی ها تا هنوز هم کامل آگاهی از دست شما ندارد شما به قوم یعنی تاجیک هم رحم نمی کنید در وقت جمهوریت پنجشیر دیگر تاجیک ها را سیال خو. میدیدن نه تاجیک فاریاب تاجیک تخار تاجیک بدخشان و دیگر تاجیک ها به پشم هم حساب نمی کرد حال که به جای کوز زدن ریخ زدین حال از شهروندی صحبت میکنید در افغانستان هر دولت که آمده بعد انقلاب ثور همه با میل تفنگ آمده حال از دمکراسی آزادی حقوق بشر ع، شهروندی صحبت میکنید که طالب کیر خود را هم به دست شما نمیدهد شما با طالب از شهروندی صحبت کردین طالب در 2003 حاضر شدن که ما هیچ نمی خواهیم فقط ما عنوان شهروندی میخواهیم مارا کار نداشته باشد شما چی گفتین حال از شهروندی هیچ حرف نزن این حرف ها هیچ درد دوا نمیکند تازه

>>>   لالام جان نوشته ای از قوم گرایی عبور کنیم مشکل ما این است که ما ملیت های هستیم که به ضرب زور در یک جغرافیا بند شده ایم با زور و خونریزی بالایمان حکومت میکنند ۱۰۰ سال تجربه ناموفق یکی شدن یک ملت شدن کافی است بیست سال راه جمهوریت و مشت در هوا کوفتن و آخرش حاصل صفر کافی است تنها راه پذیرش حقوق همدیگر در یک سیستم فدرالی بر اساس واقعیات ملیتی است این آخرین راه نجات کشوری به نام افغانستان از تجزیه است وگرنه اگر سعادت این مردم در جدایی است بگذار جدا شوند شوروی قدر قدرتی بود که اقمار مصنوعی به فضا می‌فرستاد وقتی مردم فهمیدند که سعادتشان در جدایی است و رهایی از کومونیسم ، تجزیه شد به تاریخ رفت . اگر حالی تروریسم و انتحار تنها راه بند کردن مردمان کثیر المله ما در یک جغرافیا است چرا در برابر عقل و منطق مقاومت می‌کنی . منطق میگوید برای رهایی از ستم ملی اختلاف قومی و تروریسم از هم جدا شوید یک زن و شویش که با هم سر سازگاری ندارند نمی‌توانند تا ابد به جنگ و دعوا بگذرانند جدا میشوند. این یک قانون عقلی است که خدا هم آن را پذیرفته

>>>   ای کاش هوادران نافهم گروه طالب باتعقل وصداقت بپدیرن
وانشالله باازادی افعانستان ازدست این خون اشام ها خواهند فهمید که دچاریک جنون تهوع اوری بودن که دراخرخودفهمیدن

>>>   ای خدا چه کنیم از دست این قوم؟
زندگی در کشور مان سخت وعذاب آورشده است نه کار است که پی روزی روان شویم ونی آینده ای که بسیار تاریک برای فرزندانمان از رفتن دختران که نیمی از جامعه افغانستان است جلو گیری می کنند
وآنچه باقی می ماند کشوری است با 40 ملیون گروگان که باید چشم بسته فرامین ظالمانه طالبان را اطاعت کرده واعتراضی هم در کار نباشد.
در این میان نفراتی که از سوی حکومت مامور وغلام وسرسپرده استند تا در میان مردم علی الخصوص در فضای انترنت برای طالبان چک چک کنند وباربار از خوبی طالب بیسواد و تروریسم نوشته کنند واین دوران را بهترین دوران حکومتداری در وطن ما بدانند وطالبانی که چوچه ودست نشانده آمریکا استند را وطن دوست معرفی کنند یعنی همان گروهی که تا 4سال پیش از این ترور می کرد غارت می کرد وبمب می گذاشت برای شهید کردن بزرگان و درس خوانده های دلسوز وطن وهر آن کس که از وطندوستی بگوید وبا دشمنان سرستیز داشته باشد( مانند یما سیاوش که خون این جوان پاک نهاد همچنان می جوشد واز ذات وحشی طالب روایت می کند) وحالی همان قاتلان همان غلام خانه زاد پاکستانی ها همان ها که در مذاکرات چند جانبه جلوی غرب وآمریکا زانو زدند واز حماقت سران جمهوریت سو استفاده کرده و به نام مردم بر مردم بینوا حاکم شدندوهرروز که می گذرد بیشتر وبیشتر بر مردم بینوا سخت می گیرند وهر آنچه پلشتی و آدمکشی وجهالت در وجود ترسناکشان است بروز می دهند وباز هم گروهی از این مردم جاهل ونادان برایشان چک چکی کرده وطالبان را قهرمان می دانند غافل از اینکه هرهفته صدها هزار دالر از راه هوایی واز سوی غرب به این ماشین جنگی تحفه داده می شود تا بتوانند تفنگداران طالب را با دالر آمریکایی هدایت کنند وآن کنند که اربابشان آمریکا به شمول غرب وپاکستان از آنان می خاهند. هرگز فریب دروغگویی ومکر اینان را نخورید که در ظاهر با پاکستان دشمن استند اما در غیاب مردم وپشت پرده همدست وهمراه کشور پاکستان بوده در واقع غلامانی جیره خوار بیش نیستند

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است