| تاریخ انتشار: ۱۹:۰۷ ۱۴۰۵/۵/۱۷ | کد خبر: 200681 | منبع: |
پرینت
|
|
نیادگراها، چپگراها، راستگراها، قومگراها، ملیگراها و پیروان همهٔ گرایشهای سیاسی و فکری، باید یک اصل ساده را بپذیرند: هیچ انسانی فراتر از نقد نیست.
وقتی فیلسوفان و متفکران بزرگی چون افلاطون، ارسطو، ابنسینا، فارابی، ملاصدرا، غزالی، دکارت، کانت و مارکس، با همهٔ عظمت و تأثیرگذاریشان، قابل نقد و بازنگریاند، چگونه میتوان رهبران سیاسی تانرا مقدس و مصون از نقد دانست؟
لطفاً از به اصطلاح رهبرانتان پدیدههای مقدس و غیرقابل نقد نسازید و تقدس ساختهشدهٔ آنان را بر شانههای مردم تحمیل نکنید. رهبران در خلأ شکل نمیگیرند؛ آنان محصول جامعهٔ خود هستند و در بسیاری موارد، آیینهای از فرهنگ سیاسی، ساختارهای اجتماعی و سطح آگاهی همان جامعهاند.
اگر میخواهید رهبرانتان را بشناسید، نخست به جامعهای نگاه کنید که آنان از خود بهجا گذاشتهاند. کافی است وضعیت فلاکتبار و بحرانزدهٔ افغانستان را ببینید؛ آنگاه میتوان رهبران آن را نیز واقعبینانهتر بررسی و ارزیابی کرد.
رهبر سیاسی نه قدیس است و نه معصوم. مشروعیت او باید همواره در معرض پرسش، نقد و ارزیابی مردم باشد.
دکتر ملک ستیز