| افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به یک توافق سیاسی ملی، حکومت فراگیر و مشارکت واقعی همه اقوام و جریانهای سیاسی نیاز دارد | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۸:۰۲ ۱۴۰۵/۵/۱۷ | کد خبر: 200679 | منبع: |
پرینت
|
|
افغانستان؛ در مسیر یک جنگ داخلی تازه:
افغانستان بار دیگر در یک مرحله حساس سیاسی و امنیتی قرار گرفته است. مخالفان طالبان در سراسر کشور فعال شدهاند و فعالیتهای سیاسی و نظامی آنان نسبت به گذشته افزایش یافته است. همزمان، اعتماد شماری از کشورهای همسایه و منطقه نسبت به طالبان کاهش یافته و روابط آنان با حکومت طالبان دیگر بر مبنای تمکین کامل شکل نمیگیرد.
در داخل ساختار طالبان نیز مشکلات و اختلافات جدی وجود دارد. تفاوت دیدگاهها، اختلافات درونی، مشکلات مدیریتی و فشارهای اجتماعی و اقتصادی، ساختار حاکمیت را با چالشهای جدی روبرو ساخته است.
در چنین شرایطی، پاکستان نیز سیاست خود را در قبال مخالفان طالبان فعالتر ساخته است. اسلامآباد با برقراری ارتباط، حمایت سیاسی و تقویت روحیه مخالفان طالبان، در تلاش است موازنه قدرت در افغانستان را به سود منافع خود تغییر دهد. پاکستان افغانستان قدرتمند و مستقل را برای منافع راهبردی خود مناسب نمیبیند و از یک افغانستان ضعیف و گرفتار بحران، امتیازات بیشتری به دست میآورد.
مجموع این تحولات، افغانستان را به سمت یک جنگ داخلی تازه سوق داده است؛ جنگی که برخلاف گذشته، تنها یک منازعه سیاسی نخواهد بود، بلکه شکافهای قومی، زبانی و منطقهای نیز در آن نقش پررنگ خواهد داشت.
این جنگ در واقع تنها جنگ افغانها با یکدیگر نخواهد بود؛ بلکه میدان رقابت منافع کشورهای منطقه نیز خواهد شد. هر کشور تلاش خواهد کرد از یک جریان حمایت کند و از جریان دیگر امتیاز بگیرد. در چنین وضعیتی، افغانستان بار دیگر به میدان رقابتهای نیابتی تبدیل میشود.
پاکستان نیز از تداوم چنین وضعیتی رضایت دارد؛ زیرا یک افغانستان گرفتار اختلاف، جنگ و بحران، توان کمتری برای تبدیل شدن به یک کشور قدرتمند و مستقل دارد.
اما تلخترین واقعیت این است که چنین جنگی در مدت کوتاه پایان نخواهد یافت. جنگ قومی و منطقهای، زمانی که ریشه پیدا کند، سالها ادامه پیدا میکند و قربانی اصلی آن مردم افغانستان خواهند بود.
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به یک توافق سیاسی ملی، حکومت فراگیر و مشارکت واقعی همه اقوام و جریانهای سیاسی نیاز دارد.
ادامه سیاست حذف، انحصار قدرت و بیتوجهی به مخالفان، کشور را به سمت جنگ میبرد؛ و جنگی که امروز آغاز میشود، هزینه آن را نسلهای فردای افغانستان نیز خواهند پرداخت.
افغانستان دیگر تحمل یک جنگ طولانی دیگر را ندارد؛ اما متأسفانه نشانههای یک جنگ تازه، در حال آشکار شدن است.
احمد سعیدی
>>> تحلیل احمد سعیدی بهروشنی نشان میدهد که انحصار قدرت و ندیده گرفتن تنوع قومی و سیاسی، افغانستان را بار دیگر در آستانه یک ویرانی بزرگ قرار داده است. گسستهای داخلی، ناامیدی مردم از اصلاحات ساختاری و اختلافات میانجناحی حاکمیت، زمینه را برای افزایش تحرکات مخالفان و مداخلات مغرضانه کشورهای منطقه—بهویژه پاکستان جهت پیشبرد جنگهای نیابتی—کاملاً هموار ساخته است. تاریخ افغانستان به کرات ثابت کرده که هیچ گروهی نمیتواند با حذف دیگران پایداری خود را تضمین کند؛ از این رو، خطر شعلهور شدن یک جنگ قومی و زبانی فرسایشی بیش از هر زمان دیگری جدی است و تنها راه جلوگیری از این سناریوی مرگبار، تمکین فوری به یک گفتوگوی ملی، تشکیل حکومت فراگیر و تأمین مشارکت واقعی همه اقوام در قدرت است.
صدری
>>> رفیق احمد سعیدي از جمله رفقای خلقي و ضمنن دارای تمایلات شدید زبانی، سمتی می باشد، چیزی که باعث شد در زمان حکومت تاجکتبار ربانی - مسعود منحیث کارمند سفارت افغانستان در پاکستان توظیف گردد!
سعیدی با وجودیکه قبلن مخالفت آشکار با پاکستان داشت، ولی اکنون زبان نرمتر در قبال پنجاب را اختیار نموده است، دلیل انهم کمک تسلیحاتی و نظامی حکومت پاکستان با مخالفین طالبان است، که نا آرامی های اخیر در بدخشان نشانه واضح ان می باشد!وی همیشه داد از وطن و دفاع ازان میزد، و مخالف مداخله کشور پاکستان در امور داخلی افغانستان بود، وکسانی را که با پاکستان روابط نزدیک میداشتند، به خیانت متهم می کرد، ولی اکنون از کمک پاکستان به مخالفین طالبان تمجید می نماید، دلیل ان ارتباطات سمتی و لسانی است که موصوف را به مخالفین پیوند میدهد، همسویی با پاکستان خیانت ملی است، خاصتن اخلال در راه اعمار کریدور واخان، که مفاد اصلی ان به بدخشان می رسد، ولی تمایلات قومی و... چشم های ویرا را کور ساخته است !
>>> آقای سعیدی با داشتن سابقه خلقي گری و کمونیستی، تمایلات قوی قومی ، سمتی و منطقوی هم دارد، وی فعالیت اخیر مخالفین دولت را که ناشی از مداخله و حمایت تسلیحاتی پاکستان می باشد میبایست به شکل اصلی و واقعی ان به مردم میرساند، وآنرا یک حرکت خاینانه در جهت تحقق اهداف دولت پاکستان میدانست، ولی برعکس این فعالیت های مخرب را تایید می نماید!
از سعیدی سوال می نمایم، ازجمله ده ولایتي که با پاکستان سرحد دارد، چرا بدخشان برای نا ارام ساختن انتخاب شد؟ دلیل ان واضح است! قرار است با اعمار کریدور واخان ، راه ابریشم تاریخی احیا شود، وبا اینکار اهمیت شاهراه قراقرم پاکستان کم رنگ میگردد، و پاکستان تلاش دارد، که به شکلی میشود از اعمار ان جلوگیری نماید!
آعمار این کریدور در قدم اول برای بدخشان دارای اهمیت حیاتی می باشد، و می بایست که حکومت های قبلی، منجمله دولت ربانی بدخشی درین راه قدم می گزاشت، بدبختانه انها کاری نکردند، اکنون که طالبان در صدد اعمار ان اند، نباید با ان مخالفت کرد، زیرا این کار به منفعت پاکستان وضرر افغانستان تمام می شود، و هر فرد یا گروه سیاسی که ازآن حمایت نماید، مثل سعیدی، در قطار خائنین قرار می گیرد !
>>> نتیجه وضعیت افغانستان تا حد زیادی به سیاست های روسیه . امریکا . ایران و پاکستان برمیگردد. هنوز هم معتقدم هرگونه تغییری در کشور از راه این چهار کشور صورت می پذیرد. چنانچه که جناح حقانی و جناح غربگرای طالبان بخواهند همسو با امریکا بگرام را تحت اختیار امریکا قرار بدهند ، در آنصورت میتوان به این قضیه نگاه کرد که اقوام شمال و گروه های مقاومت شمال بتدریج توسط ایران مسلح و فعال شوند. در درون خود طالبان هم باید دید که جناح حقانی ایا خواهد توانست تا جناح سنتی قندهاری ها و ملاهبت اله را از قدرت کنار بزند یا خیر. الله اعلم.
فرهاد از جرمنی
>>> افغانستان را تجزیه کنید و هزاره ها و تاجیک ها و اقدامی که می توانند با سرزمین خود به ایران متصل شوند ما به وسعت سرزمینی و تنوع و قدرت بیشتری برای بزرگ کردن ایران نیاز داریم
>>> تجزیه افغانستان از توان شما خارج است، نیروهای کافی برای حفظ تمامیت ارضی ان وجود دارد، همین نیروهای بوده اند که جلو تجزیه افغانستان را در قرن ٢٠ و اوایل قرن ٢١ گرفتند!