| اگر افغانها بار دیگر ابزار جنگ های نیابتی شوند، تاریخ با چهرهای خونین تر از گذشته تکرار خواهد شد | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۷:۳۶ ۱۴۰۵/۵/۱۶ | کد خبر: 200671 | منبع: |
پرینت
|
|
ایا افغانستان جبه بعدی جنگ منطقه ای است؟
ایا طوفان بزرگ درافغانستان از راه میرسد؟
تاریخ، بار دیگر بر دروازههای افغانستان ایستاده است.
هرگاه قدرتهای بزرگ در میدانهای اصلی نبرد به بنبست رسیدهاند، افغانستان به چهار راه انتقال بحران تبدیل شده است.
دیروز جنگ سرد بود، امروز تقابل ژیوپلیتیکی شرق و غرب؛ دیروز مبارزه با کمونیسم و تروریزم، امروز رقابت بر سر کریدورها، انرژی و نظم نوین جهانی.
همزمان با بنبست جنگ اوکراین، تشدید بحران خاورمیانه و افزایش اهمیت کریدورهای زمینی، زنجیرهای از تحرکات امنیتی پیرامون افغانستان در حال شکلگیری است.
از برجستهشدن دوباره تهدید داعش خراسان در ادبیات واشنگتن و نشست شورای امنیت، تا رایزنیهای امریکا، پاکستان و عربستان سعودی.
این رخداد ها این فرضیه راهبردی را تقویت میکند که افغانستان بار دیگر در استانه تبدیل شدن به میدان یک جنگ نیابتی جدید قرار گرفته است.
با نا امن شدن کریدورهای دریایی، امروز شریان اصلی اقتصاد قدرتهای شرقی، کریدورهای زمینی اوراسیاست. اگر این مسیرها در افغانستان و اسیای مرکزی ناامن شوند، نهتنها پیوند اقتصادی چین، روسیه و منطقه آسیب می بیند، بلکه جبههای تازه در شرق ایران و قلب آسیا گشوده خواهد شد.
بطور واضح:
در شرایط تغیر اوضاع جهانی، ثبات کشور های منطقه به مسیر های زمینی افغانستان با ترانزیت و تجارت گره خورده است.
اما رویکرد غربی ها اعراب و پاکستان در استفاده از مسیر های افغانستان به هدف ترانزیت جنگ به منطقه تمرکز یافته است.
در این چارچوب، این احتمال مطرح است که مبارزه با تروریزم، به پوششی برای شکلگیری میدان تازهای از رقابت ژیوپلیتیکی تبدیل شود ، میدانی که در ان افغانستان به نقطه تمرکز گروههای افراطی و سکوی انتقال ناامنی به سوی اسیای مرکزی، ایران، روسیه و چین بدل گردد.
تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد که غفلت از چنین سناریوهایی بهای سنگینی داشته است.
در مقابل، بعید است روسیه، چین و ایران در برابر چنین احتمالی دست بسته بمانند. همانگونه که تحرکات سیاسی اخیر نشان میدهد، این کشورها نیز خواهند کوشید با گسترش ارتباط با طیفهای مختلف سیاسی افغانستان، از تبدیل شدن این سرزمین به سکوی تهدید امنیت ملی خود جلوگیری کنند.
در نتیجه، خطر شکلگیری دو محور رقیب در داخل افغانستان بیش از هر زمان دیگری قابل تصور است.
اگر چنین روندی شکل بگیرد، افغانستان دیگر میدان جنگ طالبان و مخالفانش نخواهد بود؛ بلکه به صحنه رویارویی مستقیم دو بلوک بزرگ جهانی تبدیل میشود. رویارویی که باز هم قربانی نخست ان، ملت افغانستان خواهد بود.
این یک هشدار است؛ نه به یک جریان، بلکه به همه افغانها.
هیچ قدرت خارجی برای ازادی، ابادانی و عزت افغانستان نمیجنگد.
هر قدرتی منافع خود را دنبال میکند.
اگر افغانها بار دیگر ابزار جنگهای نیابتی شوند، تاریخ با چهرهای خونین تر از گذشته تکرار خواهد شد.
امروز، بیش از هر زمان دیگر، افغانستان به عقلانیت ملی، وحدت سیاسی و یک راهبرد مستقل نیاز دارد؛ زیرا اگر افغانها سرنوشت خود را ننویسند، دیگران ان را با خون و اتش خواهند نوشت.
سید باقرشاه (احمدی)
>>> دست از گفتن حرف های کلیشه ای بردارید. برای ما مردم سرکوب شده ی و بدون حق شمالی ، دخالت قدرت های فرامنطقه ای همواره تبعات خوبی بدنبال داشته. کما اینکه ۲۰ سال حضور امریکا در افغانستان به اندازه صد سال پیشرفت از هر لحاظ در افغانستان بدنبال داشت خصوصا برای مردم و اقوام شمالی.
جنگ و کشتار در دوره جمهوریت نیز نتیجه معامله کرزی و اشرف غنی در احیای تروریست های طالب بود.
بنده بشخصه ( بجز پاکستان ) از دخالت بقیه ابر قدرت ها در صحنه افغانستان استقبال میکنم.
فرهاد از جرمنی
>>> برای بیرون شدن از این جهنمی که در اوغانستان بوجود آمده ، چاره ای جز شرکت در یک جنگ داخلی و نیابتی نیست. البته حواستان باشد که بدون اسلحه و تدارکات کامل اینبار وارد جنگ نشوید. هر طرفی که بخواهد ما را وارد جنگ کند اولین شرط اش آماده سازی تدارکات جنگی کامل و تعیین کردن نقش اقوام شمال در حکومت بعدی خواهد بود ان شا الله.
>>> تحولات جدید در اوغانستان احتمالا اینبار از ترور ملاهبت اله و نزدیکانش در قندهار شروع میشود.
جناح حقانی و انتحاری هایش و البته استخبارات طالب عبدالحق وثیق منتظر فرصت هستند تا با کمک امریکا و پاکستان بر علیه قبایل قندهاری که بر حال قدرت را در دست دارند شورش مسلحانه کرده و قدرت را بدست بگیرند. بچه ملاعمر هم همگام و همراه با حقانی در این شورش بر علیه متحدان ملاهبت اله حضور خواهد داشت. بر حال ایران و روسیه از قبایل و نیرو های نزدیک به ملاهبت اله حمایت میکنند، باید دید که نتیجه این جنگ قدرت در بین جناح های طالب چه میشود.
سالنگی
>>> نظر دهنده ها مثل ....ها منتظر اشغالگران است 1 افغانستان دیگه از جنگ های ابر قدرت ها تا 50 یا صد سال خلاص شده خاطر جمع جمع باشید هیچ کشور توان جنگ سال ها ندارد اسیاب به نوبت است 50 سال افغانستان در جنگ ویرانی بودن حال افغانستان 50 یا صد سال به دون جنگ است این ها چکچکی برای جنگ اشغالگران میزند که میخواهد باز پیاده نظام اشغالگران شود در بیست سال جمهوریت زیر سایه آمریکا و ناتو با 52 کشور متحد آمریکا همه را بگیل نکردن تمام شد جنگ های افغانستان کسی جرات ندارد سونی افغانستان سی کند پاکستان هم خارش ش شروع شده هیچ خبری نیست قرار قراری میشه امن امان است
سیل بین از کوهستان بدخشان
>>> به نظر دهنده های مبارز زیر کمپل در خط مقدم شبکه مجازی تان ادامه دهید برای دل خوشی شما هیچ در راه نیست فقط افغانستان میشه چهارا اقتصاد بار برای دل خوشی شما دیگه دوران تان با اشغالگران تمام شد حال ترکیه عربستان و پاکستان پیمان امنیتی و نظامی بستن این یک نمایش است ایران یک عوض شنگهای بود کدام عوز شنگهای به یاری اش آمد دوم پاکستان با عربستان بود چرا در جنگ با ایران طرف عربستان را نگرفت در وقت جمهوریت که افغانستان متحد آمریکا بود چرا جلو پاکستان را نه گرفت که هر روز افغانستان را به توپ می بست شما که بهتر از همه میدانید که بیست سال جمهوریت پیاده نظام آمریکا و ناتو بودین چه جوری یک شبه همه تان اوراه بیابان ها شدین شما که بیست سال سپر جان سربازان اشغالگران بودین بیست سال کم مدت نیست یک عمر است حال شما را به عنوان مهاجر قبول نمیکند حتی باز کسان که در افغانستان به صندلی قدرت وزیر هم رازی نبودن حال حاضر است سگ شوی کند باز هم قبول تان نمیکند عجب مردم استن یا زاتن نوکر بودن یا زانو خائن بودن که از این همه تجربه درین بیست سال کردن باز هم چکچکی میزند ولی در باره افغانستان خاطر جمع باشید که کفر میداند که دیگه افغانستان جایش نیست هم تمام مسلمانان جهان میداند که افغانستان مرکز اسلام شده پس تمام دنیا با افغانستان با احتیاط رفتار میکند
یک افغان
>>> مشخص هست که افغانستان امروز خیلی یکدست تر از ۳۰ سال پیش هست
اگر هم نباشه
ازبک ، تاجیک ، و هزاره حداقلش باهم تقریبا هیچ مشکلی ندارن
من سناریو رو تجزیه افغانستان میبینم
به صورت بلوکه شمالی و جنوبی
>>> به نظر دهنده ای که تجویز تجزیه افغانستان را میکند. باید بگویم که تجزیه بدون کمک کشور های خارجی امکان پذیر نیست. تجزیه نیازمند سلاح و مهمات و تجهیزات جنگی و یک فرماندهی منسجم است.
فراهی