| صلح، تغییر یا جهادی که از مسیر اسلامآباد بگذرد، نه برای آزادی افغانستان، بلکه برای مدیریت بحران به نفع پاکستان است | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۷:۳۴ ۱۴۰۵/۵/۱۶ | کد خبر: 200670 | منبع: |
پرینت
|
|
پاکستان از دهه ۱۹۸۰ میلادی (دوران تجاوز شوروی) بهخوبی دریافت که کاربردیترین ابزار برای نفوذ در جغرافیای پیچیده و قومی افغانستان، استفاده از انگیزه دینی و ایدیولوژی جهاد است.
(تولید ایدیولوژی در مدارس دینی)
دستگاه اطلاعاتی پاکستان (ISI) با تأسیس و پشتیبانی مالی/فکری هزاران مدرسه دینی در مناطق مرزی، نسلی را تربیت کرد که تعریفشان از جهاد، کاملاً منطبق بر اهداف ژیوپلیتیک اسلامآباد بود.
زمانی که مفهوم جهاد به ابزاری برای تأمین منافع ملی یک کشور همسایه تبدیل شود، از معنای اصلی خود (دفاع از عزت و استقلال) تهی شده و به جهالت و تخریب زیرساختهای کشور خودی میانجامد.
(دکتریین «عمق استراتژیک)
کلید فهم رفتار پاکستان در قبال افغانستان، دکتریین نظامی و امنیتی ارتش این کشور است که بر دو اصل استوار است:
1. ترس از محاصره توسط هند: پاکستان همواره نگران است که یک حکومت مقتدر، مستقل و دوست با هند در کابل روی کار بیاید.
2. عدم رسمیت خط دیورند: هیچ حکومت بعد از امیرعبدالرحمن خان و امان الله خان، در افغانستان خط دیورند را به رسمیت نشناخته است،بنابراین اسلامآباد ترجیح میدهد افغانستان همواره ضعیف، وابسته و درگیر بحران داخلی باشد.
به همین دلیل، پاکستان از هر گروهی تا زمانی حمایت میکند که در جهت تضعیف ثبات در افغانستان حرکت کند، و به محض اینکه آن گروه به دنبال استقلال رأی باشد، جایگزینی برای آن میسازد.
(الگوی تکراری: چوب سوخت و معامله با بازیگران افغان)
تعبیر چوب سوخت دقیقاً توصیفکننده چرخه بازی سیاسی پاکستان با جریانهای مختلف افغان است:
مجاهدین دهه هشتاد: پس از خروج شوروی، اسلامآباد از آنها برای ویرانی کابل و جنگ داخلی استفاده کرد.
طالبان دوره اول و دوم: پس از ناکارآمدی مجاهدین، طالبان را شکل داد و از آنها به عنوان ابزار فشار علیه حکومتهای جمهوریت و نیروهای غربی بهره برد.
سیاستمداران جمهوریت: در تمام سالهای جمهوریت نیز، اسلامآباد با میزبانی از دیدارهای آشکار و محرمانه، همواره کارت افغانستان را با قدرتهای جهانی (بهویژه آمریکا) معامله کرده است.
در تمام این دورهها، رهبران و گروههای افغان (چه قومی، چه مذهبی و چه تکنوکرات) به ابزاری برای امتیازگیری پاکستان از جامعه جهانی تبدیل شدند، بیآنکه سهمی در آبادانی یا امنیت پایدار افغانستان داشته باشند.
(چرا هرگونه اتکا به پاکستان خیانت تلقی میشود؟)
اتکا به کشوری که منافع ملی خود را در ناامنی و ضعف افغانستان تعریف کرده است، چرخهای باطل ایجاد میکند،هر گروه یا فردی که پشتیبان اصلی خود را اسلامآباد بداند، نزد مردم افغانستان اعتماد و مشروعیت خود را از دست میدهد.
معامله با ارتش و اطلاعات پاکستان (از جمله چهرههایی مانند عاصم منیر)، تنها بازیگران جنگ را عوض میکند، اما اصل جنگ و وابستگی را از بین نمیبرد.
جمعبندی:
تاریخ پنجاه سال اخیر افغانستان ثابت کرده است که «صلح، تغییر یا جهادی که از مسیر اسلامآباد بگذرد، نه برای آزادی افغانستان، بلکه برای مدیریت بحران به نفع پاکستان است. نگاه ابزاری به مردم افغانستان زمانی پایان مییابد که جریانها و نخبگان سیاسی افغان به جای لابیگری و معامله در دهلیزهای قدرت در راولپندی و اسلامآباد، به اراده ملی، همگرایی داخلی و استقلال تصمیمگیری روی آورند.
نویسنده: سیدطیب "مهدی"
>>> فقط پاکستان قادر به کنترل و افسار افغانستان است چون کمترین رحم و ملاحظه ندارد و نابود میکند
اسحاق
>>> خوب هست. برای اقوام شمال همینکه پاکستان چماق و چوبی بر بالای سر طالب و اقوام متعصب اوغان باشد، این بنفع بقیه اقوام خواهد بود.
تاریخ نشان داده اقوام متعصب جنوبی هر گاه که مصروف جنگ نباشند و زور بالای سرشان نباشد شروع به آزار و اذیت و توطئه بر علیه اقوام شمال میکنند.
تنها راه نجات افغانستان از این وضعیت یا تجزیه هست و یا اینکه اقوام اوغان بپذیرند که ۸ سال ریاست جمهوری دست اوغان باشد و ۸ سال ریاست جمهوری دست اقوام شمال یعنی تقسیم قدرت انجام دهند تا اتحاد ملی برقرار شود. در غیر اینصورت تداوم سیطره چوب پاکستان بر سر اوغانان بنفع بقیه است. اللهم اشغل الظالمین بالظالمین. فرهاد از جرمنی
>>> پاکستان بدون شک و ضعیت سیاسی و نظامی افغانستان را کنترول میکند . امریکایی ها از نقش مدیریتی پاکستان ، که به لحاظ دینی و مذهبی با افغانستان مشترکات دارند آگاه اند ، برگ برنده برای پاکستان ، همین موارد دینی است با ایجاد مدارس و ومراکز دینی اگثریت افغانی ها ، بخصوص پشتون ها را افراط گرا تربیت کردند . به همین ملحوظ است که نگذاشتند تا اکنون ، یک حکومت مردمی ، شهروند محور شکل بگیرد . در لابلای بحران افغانستان خود شان هم سود ببرند . چه سودی برای پاکستان دارد ؟
۱- افغانستان باید بازار مصروفی اجناس پاکستانی باشد
۲- ایجاد ظرفیت گروهای که در ناامن سازی نقش آفرینی کنند مانند تالب والقاده و داعش و تی تی پی …. که بیشتر از بیست گروه تروریستی در خاک افغانستان وجود دارد
۳- سالانه به بهانه مبارزه با ترویسم از امریکا های پول می کرد اما بر عکس این پول ره در افراط گرایی دینی استفاده می کنند
۴- چور ، چپاول و دزدی معادن افغانستان
خیلی از موارد دیگر هم است که کجنایش تفصیل اش درینجا نیست .
به همه هویداست که پاکستان اقوام را در اقغانسنان به جان هم انداخته کاهای ازین کار خود از انگلیس ها پول گرفته و گاهی هم از. امریکا ، اقوام درین اواخر از نقش آفرنینی پاکستانی ها آگاه اند ، تاجک ها هستند میدانند این پاکستان بوده که در طی چندین دهه به کا ترویست روان کرده پاکستان ها بیشتر روی فارسی زبانان حساس باز نمی کنند و پشتون ها به عنوان ابزار پیش برنده سیاست های استفاده می کنند . پشتون ها دل خوش هستند که در قدرت است ازین قدرت نامشروع سواستفاده کرده در حق اقوام دیکر ظلم میکنند به هویت و زبان و حتی آزادی ها شان محدودیت های وضع کرده اند سیاست نابخردانه تالب جاهل با غم بحران های پیچید تر میان اقوام در اقغانستان میشود بنا آنست که سیاست دور باطل که همه در سردرگمی برای آینده به سر می بریم
>>> هیچ حکومت افغانستان خط دیورند را برسمیت نمی شناسد. سید طیب مهدی هم برسمیت نمی شناسد. پشتنو لر و بر یو دی.
>>> به نظر دهنده های که حرف از اشغالگران میشه این چکچکی میزند خاطر جمع جمع باشید که هیچ اتفاق خاص نیست ما پاکستان میتواند کاری بکند نه کدام کشور دیگر افغانستان مثل پهلوان شده که همه به زمین زدن افغانستان پهلوان بلامانع جنگ شده انشأالله
>>> افغانستان افغانستان است اون که میگه اوغان هزاره است آریا از جرمنی نه پاکستان میتواند کاری از پیش ببره نه مزدوران آمریکا یا اروپا لالا حال افغانستان هر کدام شان سر جای خود ایستاد میکند چی پاکستان باشد چی مزدور باشد آمریکا و انگلیس و اروپا که ارباب پاکستان است کاری نتوانست جلو ببرد نه پیاده نظام اشغالگران که زیر سایه اشغالگران بروت هایش تاب میدادن حال سر از کجا آباد در آوردن میدانی حال به عنوان مهاجر قبول ش نمیکند حال حاضر شدن سگ شوی کند در آمریکا و اروپا ولی در افغانستان به والی به جنرال به وزیر قناعت نمیکردن حال خوب یک نظر بنداز که در افغانستان چی کسانی حکومت میکند که تمام دنیا بهش تروریست می گفتن که هر کشور باید که می گرفت یا زندان یا کشتن بود او لافوک ها او وطن فروشان دیدین که جلوی تمام دنیا دوباره با حامون ها که در جنگ بودن در قطر جلو چشمان شما و تمام دنیا افغانستان را پس نگرفتن مگر شما پیاده نظام اشغالگران از اشغالگران جلوتر فرار نکردین در تمام رسانها به بال هواپیما آویزان نبودین حال یک هزاره میاید میگه اوغانستان اگر راست میگوید بکوبد هزارهستان خاک ده کله کدو ات شود تو بوره ده استرالیا و آمریکا و اروپا فرهنگ غنی ات نشان بدهید که رقص مختلط کون لوچ تان به نمایش بگذارید کشور اداره کردن جرات میخواهد کشور از دست اشغالگران جان فدا میخواهد یک مشت خود فروش صحبت از وطن میکند که زیر سایه اشغالگران در کشور که ادعای آن دارد زندگی کند شما این تور زندگی در کشور خود میخواهی افغان که خود را افغان میداند اون زیر سایه اشغالگران بین باروت 2000 کیلو میشیند سبیل و بروت هایش تاب میدهد لب خند میزند شما چی تمام دنیا را به رقص مختلط کون لوچ تان نشان میدهید
نام آشنا افغان
>>> مردم افغانستان هنوز هم بیدار نشدندو دوست و دشمن خود را نشناخته اند و هم یک تعداد مردم در این کشور زندگی دارند که همه چیز را فدای قدرت خود می کند مردم می گفت شاه شجاع حالا دیده شده که گوشه افغانستان هزار ها شاه شجاع دارد پاکستان در این 50 سال این کشور را تبا کرد حالا هیت میرود به پاکستان گفته داکتر نجیب این ها را پس کن مارا قدرت بده هر کار را بخوهی می کنیمپس حق وطن چیست شما ها مردم را برای بدست اوردن قدرت جهاد می کنید نه به خاطر وطن و خدا فتح